بازیگری که از سوی هالیوود طرد شد؛ گپ و گفتی با وین دیزل

 

وین دیزل، برای مخاطبان سینما در سراسر جهان چهره ای شناخته شده است. این شخص که از 1990 میلادی تاکنون در سینما مشغول به کار است، از شاخص ترین افراد حوزه ی نویسندگی،بازیگری،کارگردانی و تهیه کنندگی سینما به شمار می رود. از معروف ترین آثار او می توان به سری فیلم های سریع و خشمگین،ریدیک و تریپل اکس اشاره نمود. او که پایه گذار استودیو فیلم سازی One Race Films است، امروزه در 49 سالگی یکی از گران قیمت ترین اشخاص هالیوود می باشد. در جدیدترین مصاحبه ای که مجله ی «نیویورک تایمز» با این شخص به عمل آورده، او از فراز و نشیب های زندگی اش صحبت کرده و از فرمول موفقیت خود در طی این سال ها پرده برداری کرده است. او داستان زندگی خود را تعریف می کند. داستانی که در آن، وین دیزل از سوی هالیوود نادیده گرفته می شود و این شخص برای اثبات خود به جهان، تبدیل به یک ستاره ی بازیگری می شود. او اولین بار در هفت سالگی خود را بر روی صحنه ی تئاتر نیویورک دید.سال های بعد از آن را مشغول ورزش کردن و تمرینات بدنسازی شد و به مدت یک دهه، به طور حرفه ای به تمرینات فیزیکی و ورزش های مختلف پرداخت. اما در پس عضلات سفت و هیکل تنومندش، دریایی از احساسات و هیجانات در جریان بود. دریایی که اولین بار «سیدنی لومت» خالق 12 مرد خشمگین آن را کشف نمود. وین دیزل نیز تصمیم گرفت با تکیه بر اعتماد به نفس خود، هر آن چه دارد را برای تبدیل شدن به یک بازیگر قمار نماید و نتیجه چیزی شد که اکنون می بینید.

اولین تلاش او برای دیده شدن به جشنواره ی کن 1995 بر می گردد. زمانی که با فیلم کوتاهی به نام «Multi Facial» پا به عرصه ی سینما نهاد و قبل از آن نیز در جشنواره ی ساندنس سال 1997 با فیلم «Strays» به نام و شهرتی هرچند جزئی دست یافت. فیلم کوتاه Multi-Facial او بر روی استیون اسپیلبرگ تاثیر مثبت نهاد و باعث شد این کارگردان کهنه کار هالیوود، وی را برای فیلم «Saving Private Ryan» انتخاب نماید. مدتی بعد از آن به طور رسمی، وین دیزل تبدیل به یکی از مهره های مجبوب کارگردان های هالیوود برای بازی در فیلم های شان گردید. سه فیلم بعدی او یعنی «Pitch Black»، «The Fast and the Furious»  و «XXX» به موفقیت بسیار خوبی دست یافتند و همگی آن ها تبدیل به آثار ویدئویی و بازی های رایانه ای شدند. آخرین فیلم این شخص یعنی نسخه ی قبل سریع و خشن توانست به فروش 1.5 میلیارد دلاری در جهان دست یابد و هشتمین نسخه ی آن نیز قرار است با نام «The Fate of the Furious» در 14 آوریل سال جاری مصادف با 25 فروردین در سینماهای جهان اکران خود را آغاز نماید. نسخه های نهم و دهم مجموعه سریع و خشن نیز برای 2019 و 2021 برنامه ریزی شده اند. این شخص که متولد 1967 آلمادا کانتی ایالت کالیفرنیاست تا قبل از ورود به عرصه ی بازیگری با نام مارک سینکلیر شناخته می شد. پس از آن به وین دیزل تغییر نام داد و ادعا می کند که هرگز نفهمید پدرش که بوده است. مادرش، دلورا شیران یک ستاره شناس بود که با اروینگ وینسنت ازدواج کرد. این شخص مدیر یکی از تئاتر های نیویورک بود و بعد از آن پدرخواندگی وین دیزل را پذیرفت. با هم در این مطلب به مصاحبه ی کوتاهی که نیویورک تایمز با او ترتیب داده نگاهی می افکنیم.

» اولین بار که فهمیدید بازیگر شدید، چه تصوری از خودتان داشتید؟

وین دیزل: آن اوایل فکر می کردم که بازیگر آثار درام شوم. من وقتی هفت سالم بود بازیگری را شروع کردم. من به همراه مادرم در جنوب غربی نیویورک زندگی می کردیم. پدرم یک کارگردان تئاتر بود. وقتی اولین بار شروع به بازیگری کردم به نوعی برایم احساس غریبی نبود چرا که پیشینه ی هنری در خانواده ام وجود داشت. سیدنی لومت یکی از مشوقان اصلی من در امر بازیگری بود.

» بعد از مدتی به غرب  یعنی لس آنجلس و هالیوود سفر کردید، اولین احساسی که نسبت به هالیوود داشتید چه بود؟

وین دیزل : یادم است اولین باری که پایم را در هالیوود گذاشتم هیچ کس حاضر نبود مدیر برنامه های من شود و من در پیدا کردن یک نفر که برایم برنامه ریزی کند عاجز بودم. به یاد دارم که یک نوع حس عقده در من شکل گرفت و رو به هالیوود و کسانی که در اطرافم بودند گفتم که «گور پدرتان احمق ها» و محیط را ترک کردم. قبل از این که به هالیوود بروم از من می پرسیدند که وقتی به لس آنجلس رسیدی برنامه ی بعدی ات چیست؟ پاسخی که می دادم این بود که قصد دارم تبدیل به یکی از ستارگان هالیوود شوم. من به هالیوود رفتم و تلاش بسیاری کردم ولی هیچ کس حاضر نبود مدیریت برنامه هایم را بپذیرد. من که هیچ شغلی نداشتم شروع به خرید و فروش اجناس مختلف از طریق تلفن های عمومی شهر شدم.

» بعد از هالیوود به کجا رفتید؟

وین دیزل : یادم می آید که بازار آثار مستقل در سال های 90 الی 95 میلادی بسیار داغ بود. یکی از این فیلم ها اثری به نام El Mariachi ساخته ی روبرت رودریگز بود که تنها با 7 هزار دلار ساخته شده بود. دیدن این که او با این هزینه برای خود یک فیلم ساخته مرا به فکر واداشت. با خودم اندیشیدم که دیگر از هیچ کس گدایی نقش و فیلم نمی کنم تا مرا در فیلم خود به بازی بگیرد. با 3هزار دلاری که در جیب داشتم تصمیم به ساخت فیلم گرفتم. در یکی از کریسمس ها وقتی در خانه بودم، مادرم کتابی به قلم ریک اشمیت با نام «ساخت فیلم با هزینه ی ماشین های اسقاطی» را برایم خرید و با خواندن آن کتاب تمایلم برای ساخت فیلمی به کارگردانی خودم بیشتر شد. حضور در نیویورک باعث شد که به منابع بیشتری دسترسی داشته باشم. در نیویورک موسسات و سازمان های غیردولتی که به شما برای ساخت فیلم کمک می کنند، وجود دارد. من هر آنچه داشتم را کنار هم گذاشتم و توانستم فیلم Strays را بسازم. فیلمی که ساختم توانست در جشنواره ی ساندنس 1995 یکی از بهترین ها باشد. بعد از آن فیلم کوتاهی با نام Multi Facial ساختم که به نوعی داستان زندگی خودم بود و در رابطه با مشقت های بازیگری برای یک فرد با ملیت های مختلف بود. برای نوشتن فیلم نامه ی اولین کار خودم به یک ماشین تایپ نیاز داشتم. در خیابان چهاردهم نیویورک یک فروشگاه وسایل الکترونیکی به نام Wiz وجود داشت. با ورود به این مغازه و پرداخت مبلغی می توانستید وسیله ای را به مدت سی روز به امانت بگیرید و فروشنده نیز در این 30 روز هیچ سوالی از شما بابت وسیله نمی پرسید. من آن زمان دانشجو بودم و توانستم با حقوق ناچیزی که داشتم یک دستگاه تایپ کوچک ششصد دلاری کرایه کنم. تمام شب ها بیدار می ماندم و مدام تایپ می کردم و توانستم بعد از 30 روز دستگاه را به مغازه برگردانم. بعد از اینکه فیلمنامه و دیگر مقدمات را آماده کردم، در یکی از جمعه ها دوربین 16 میلی متری کرایه کردم. سه روز دوربین را به امانت گرفتم و تنها همین مدت برای فیلم برداری وقت داشتم. داستانی که برایتان تعریف می کنم مربوط به زمانیست که هنوز به معنای واقعی کلمه کامپیوتری در کار نبود. سه روز فوق العاده ی زندگی ام را گذراندم . اوقات بسیار زیبایی بود. مردم همیشه می گویند که دوست دارند موفق باشند. همیشه در اوج باشند. اما لذت رسیدن به اوج را فراموش کرده اند.

» فکر می کنید بابت ظاهر و شکل و شمایل تان شما را دست کم گرفته اند؟

وین دیزل : به یاد دارم که سیدنی لومت همیشه به من حرف مشابهی را می زد. وقتی باهم فیلم «Find Me Guilty» را می ساختیم به من گفت “تو بخاطر چهره ات مشقتی که زنان زیبا 100 سال است در سینما تحمل کرده اند را متحمل می شوی، بابت جثه ای که داری سخت ترین چالش های بازیگری در فیلم های اکشن را تجربه خواهی کرد.”.

» شما اولین بازیگری هستید که 100 میلیون دنبال کننده در Facebook دارد. به نظر شما شبکه ها و رسانه های اجتماعی باعث می شوند مردم از شما تصور پیچیده تری داشته باشند؟

وین دیزل : اوه البته، شبکه های اجتماعی باعث شدند که بتوانم یک ویدئو از خودم وقتی که برای همسرم در روز ولنتاین شعر می خوانم منتشر کنم. تا قبل از شبکه های اجتماعی چنین امکاناتی وجود نداشت. این شبکه ها بعضی از چالش برانگیز ترین لحظات زندگی هرکس را در خود ضبط می کنند و بصورت مستند می توانیم به آن ها دست پیدا کنیم. صفحه ی فیسبوکم به طور مثال، جایی بود که باعث شد رابطه ام با مارک زاکربرگ «خالق فیسبوک» شروع شود.

» درمورد مارک زاکربرگ نظرتان چیست؟

وین دیزل : من خیلی دوستش دارم. او یک آدم فوق العاده و یکی از هواداران من است. بنظرم او بیشتر از هرکس دیگر مرا قانع کرد که بار دیگر در فیلم XXX حضور داشته باشم. حدود دو سال پیش باهم از طریق فیسبوک قرار می گذاشتیم و همدیگر را ملاقات می کردیم. او در خیلی از مواقع تصمیمات اشتباهی که در حرفه ی خودم می گیرم را به من نشان می دهد و از این که اشتباهاتم را تصحیح می کند خوشحالم. البته کمی باعث خجالت کشیدنم می شود.

» ستارگان فیلم های اکشن چه میزان از هالیوود را اشغال کرده اند؟

وین دیزل : اصلاً ستاره ی فیلم اکشن بودن یک چیز واقعیست؟ یکی از بحث های جنجالی که اغلب بین من و دیگر بازیگران اکشن شکل می گیرد همین مسئله است. بعضی مواقع با فیلم های به ظاهر اکشن در حال نابودی استاندارد های این ژانر هستیم. فیلم اکشنی می سازیم و در آن سکانس های عاشقانه و کمدی می گنجانیم. هیچ مدرسه یا آموزشگاهی برای اینکه به آن جا بروید و بخواهید بازیگر اکشن شوید وجود ندارد. اگر به سال 1939 برگردید و فیلم «Gone with the Wind» را تماشا کنید، سکانس های اکشنی می بینید ولی هرگز «Clark Gable» را یک بازیگر اکشن قلمداد نمی کنید. مانند این مسئله برای فیلم «Rebel without a Cause» و بازیگر آن یعنی «James Dean» هم صادق است. شاید این کلمه ی بازیگر اکشن توسط هالیوود ابداع شده است تا برروی هیکل آرنولد یا چیزی مشابه آن تمرکز کنیم. سوال اصلی اینجاست که آیا این چنین کلمه ای اصلاً در سینما وجود دارد یا تنها برای پرشدن رسانه ها از کلمات این چنین اختراع شده اند؟

من به شخصه نظرم این است. فیلم «Fast and Furious» را در نظر بگیرید. بهترین بخش های این فیلم مربوط به انفجار های عظیم نیستند و عواطف و احساسات هستند که بهترین بخش های فیلم اکشن ما را شکل می دهند. پیوند برادری بین دو شخصیت دام و برایان چیزیست که در بسیاری از فیلم ها هم می توانید آن را ببینید. در فیلم Fast 8 اکشن ترین سکانس ممکن جلوه های ویژه ی عجیب و غریب نیستند بلکه بوسه ی عاشقانه ی زنی دیگر یعنی «Charleze Theron» است که باعث ایجاد اکشن ترین سکانس فیلم می شود. همین مسئله باعث شد تریلر فیلم جدید ما یکی از پربیننده ترین ها شود و این به خاطر سکانس های اکشن تریلر نبود، بلکه به خاطر یک بوسه ی عاشقانه بود.

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

با عضویت رایگان در 30 نما از این امکانات بهره مند خواهید شد:
عضویت در سایت فقط 3 دقیقه زمان می برد
و ده ها امکان دیگر همین الان عضو شوید