نگاهی دوباره به نحوه ی لشگرکشی «ارتش مردگان» در فصل هفتم «Game of Thrones»

حاوی اسپویل

فصل نهایی «Game of Thrones» نیز به پایان رسید. فصلی با تمام فراز و نشیب ها که در خاطر مخاطبان سریال به یادگار می ماند. هفت اپیزود این فصل تماماً مورد توجه گسترده ی مخاطبان و منتقدان قرار گرفتند. داستان سریال همان طور که می دانید با آن چه در کتاب های «نغمه ای از آتش و یخ» نوشته ی «جورج آر.آر مارتین» اتفاق می افتد متفاوت است و نویسنده ی این کتاب ها چندی پیش اعلام نمود که مجموعه ی تلویزیونی و مجموعه ی کتاب ها مسیر مجزای خودشان را می پیمایند و از هم فاصله گرفته اند. اپیزود نهایی این سریال مشابه سال های گذشته توانست رکورد بیشترین تعداد بیننده را از آن خود نماید. فصل هفتم سریال به عقیده ی برخی از مخاطبان ضعیف و به عقیده ی برخی دیگر یکی از قوی ترین فصل ها بوده است. قضاوت در این باره را به شما می سپاریم.

 در ادامه ی مجموعه مقالات منتشر شده پیرامون این سریال که تعداد شان در فضای مجازی بسیار زیاد است به مطلب تازه و جالبی دست یافتیم که خواندنش خالی از لطف نیست. همان گونه که در اپیزود ششم سریال مشاهده کردیم ارتش وایت واکر ها با تنگ کردن عرصه بر «جان اسنو» و یارانش توانستند به یکی از سه اژدهای «دنریس تارگرین» دست یابند. اژدهایی که در اپیزود هفتم توانست با آتش برخاسته از دم سرد خود دیوار چند هزار ساله ی وستروس را فرو ریخته و مسیر را برای لشگرکشی وایت واکر ها به جنوب دیوار هموار سازد. بعد از هفت سال و شنیدن شعار «زمستان در راه است» بالاخره شاهد رسیدن این فصل هیجان انگیز در دنیای سریال بودیم. برای نخستین بار شاهد آن بودیم که ارتش واکر ها وارد حوزه ی هفت پادشاهی شدند. تا به این جای کار همه چیز عادی پیش می رود ولی سوالی که برای عده ای مطرح شده این است که اگر دنریس تارگرین برای نجات جان اسنو به شمال دیوار نمی رفت، «پادشاه شب» اژدهایی در اختیار نمی داشت تا بتواند دیوار را خراب کند. پس در این صورت چگونه قرار بود از آن عبور کند؟ آیا از همان ابتدا که پادشاه شب ارتش مردگان خود را به حرکت در می آورد از این امر مطمئن بود که توسط یک اژدها دیوار را خراب می کند؟

دیوار وستروس طبق اطلاعات کتاب 700متر ارتفاع دارد و حالا چیزی از این عظمت باقی نمانده است. طبق آن چه پیرامون شجره نامه ی «جان اسنو» فهمیدیم، این شخص در واقعیت «اگان تارگرین ششم» می باشد که حاصل ازدواج رسمی «لیانا استارک و ریگار تارگرین» بوده است. مسئله ای که مطرح می شود این است که اگر دیوار فرو نمی ریخت داستان جان اسنو سر انجامی نمی داشت. همین لحظه که در حال خواندن این مطلب هستید بسیاری از مخاطبان سریال در رسانه های گوناگون نظریاتی را درباره ی آخر داستان منتشر کرده اند. آن چه در این جا مطرح شد به عنوان یک پلات هٌل یا حفره ی داستانی در سریال به حساب می آید. آیا باید پذیرفت که پادشاه شب به جز استفاده از اژدها راه دیگری برای گذر از دیوار نداشت؟ پادشاه شب سال ها بود که با ارتش خود به سمت دیوار می آمد، اگر از اژدهای دنریس خبری نبود این گروه از وایت واکر ها چگونه وارد حوزه ی زندگی انسان ها و هفت پادشاهی می شدند؟

پادشاه شب حتماً یک نقشه ی اصلی برای عبور از دیوار داشته است ولی چیزی که در سریال دیدیم بدون شک یک نقشه ی از پیش طرح ریزی شده نبود. می توان چنین فرض کرد که پادشاه شب پیش بینی چنین روزی را می کرده است و در این صورت باید وی را یک نابغه در محاسبات و آمار و ارقام به حساب آورد چرا که دقیقاً زمانی ارتش مردگان خود را به نزدیک دیوار می رساند که اژدهای دنریس سر و کله اش در شمال پیدا می شود. پادشاه شب با گروه خود آرام و با برنامه طی هفت سال به سمت شمال حرکت کردند و درست در لحظه ی مشخص به یک اژدها دست یافتند. دنبال کردن این فرضیه ما را به فرضیات دیگری سوق می دهد. پادشاه شب از کجا می دانست که قرار است یک اژدها به سمت شمال بیاید؟ اگر فرض را بر این بگذاریم که او صرفاً “احساس” کرده یک اژدها در انتظارش است می توانیم کمی قانع شویم ولی این پاسخ تنها یک احتمال است و احتمال نمی تواند پاسخ خوبی برای پر کردن جای خالی در داستان «Game of Thrones» باشد.

تنها یک پاسخ معقول می توان به این مسئله داد و آن این است که پادشاه شب نیز به مانند «برن استارک» یک «گرینسیر» است. همان طور که قبلاً در مقاله ی مجزایی اشاره کرده بودیم افرادی که این توانایی را دارند می توانند به ریشه ی درختان کهنسال وصل شوند و زمان را از نگاه این ریشه ها ببینند. اگر به یاد داشته باشید در فصل های قبل «برن استارک» وقتی با کلاغ سه چشم ملاقات کرد پی به نیروی خود برد و در آن جا خاطره ای از وایت واکر ها را مشاهده کرد. درون این خاطره، پادشاه شب برن استارک را می بیند و لمس می کند.

در این فصل نیز شاهد آن بودیم که برن استارک از طریق «وارگ» هدایت دسته ای از کلاغ ها را بر عهده می گیرد و به شمال دیوار سفر می کند. او در حین پرواز بر فرار ارتش مردگان به یکباره از وارگ بیرون می آید، چرا که پادشاه شب متوجه ی حضور او می شود.

این مسئله باعث می شود فرض کنیم پادشاه شب نیز فردی با قابلیت های مشابه «برن استارک» است و با استفاده از همین قابلیت ها توانایی سفر در «فضا-زمان» را دارد و می داند که در آینده دنریس تارگرین اژدهایی به او خواهد داد. او با دانستن این مسئله خود را برای رسیدن سه اژدهای دنریس آماده نمود و همان طور که مشاهده کردید بعد از کشتن یکی از این سه اژدها توسط نیزه ی یخی خود، نیزه ی دیگری در دست گرفت. این بدان معناست که پادشاه شب حتی از تعداد اژدهایان دنریس نیز باخبر بوده است و سه نیزه برای شکار آن ها مهیا کرده بود.

نکته ی دیگری که فصل هفتم از آن رنج می برد نبود منطق دقیق جابه جایی بین زمان و مناطق جغرافیایی وستروس است. در فصل های گذشته طبق سنت های به تصویر کشیده شده در سریال برای وقوع هر اتفاقی تقریباً چند اپیزود زمان نیاز بود و همین مسئله باعث می شد همگان با صبر و شکیبایی به استقبال یک اتفاق بزرگ بروند. در این فصل اما شاهد چنین چیزی نبودیم و سازندگان تا حد زیادی زمان را قربانی خط داستانی سریال کردند. زمانی که در فصل های قبل بخشی از داستان سریال به شمار می رفت، در این فصل از آن جدا شد و همین مسئله باعث بروز بحث و جدل های بسیار بین مخاطبان سریال گردید.

این که پادشاه شب یک اژدها در اختیار دارد یک حفره ی داستانی به حساب می آید، چرا که پیشینه ای معقول برای آن به تصویر کشیده نشد. اگر فرض کنیم که پادشاه شب از مدت ها پیش می دانسته به یک اژدها دست می یابد، باز هم نیاز بود که در خط داستانی سریال اشاراتی به این مسئله شود تا به زنجیر اتفاقات سریال که متاثر از رابطه های علت و معلولی هستند خدشه ای وارد نشود. اگر پادشاه شب مدت هاست که یک بازی را شروع کرده، قاعدتاً می بایست سرنخ هایی از نحوه ی نقشه کشیدنش برای بازی کردن و افکارش در سریال دیده می شد. ما اطلاعات زیادی پیرامون این که وایت واکر ها دقیقاً چه چیزی می خواهند نداریم. فرضیه ها در این باره بسیارند و باید تا به انتهای سریال صبر کنیم و ببینیم آیا قصد و نیتی فراتر از کشتن انسان ها دارند یا خیر.

با این وجود چیزی که قطعیست این مسئله است که پادشاه شب یک اژدها در اختیار دارد. اژدهایی که قاعدتاً در فصل آینده عده ی زیادی را به کام مرگ می کشاند. آیا می توان این اتفاقات را  نتیجه ی زانو زدن جان اسنو مقابل دنریس دانست؟ نظر شما چیست؟ اگر پادشاه شب اژدهایی در اختیار نداشت چگونه از دیوار عبور می کرد؟

 

مقالات اختصاصی رسانه ی 30نما پیرامون فصل هفتم سریال:

«برن استارک» کیست؟؛ نگاهی دقیق به قدرتمندترین شخص احتمالی وستروس

نگاهی به هفت نظریه جنجال‌برانگیز «Game of Thrones» که می‌توانند صحیح باشند

آیا می توان سه اژدهای دنریس را از بین برد؟

موشکافی مکالمه ی ملیساندرا و واریس در اپیزود سوم فصل هفت

شاهزاده ی وعده داده شده در «Game of Thrones» کیست؟

سایر اخبار

ارسال دیدگاه جدید

برای ارسال نظر باید وارد حساب کاربریتان شوید یا عضو سایت شوید.

دیدگاه های ارسال شده

amireza007 20 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

به نظر من مهم ترین مشکل و گاف این فصل این بود که چطور میشه ک یه مرده رو از دیوار عبور میدن مگه دیوار واسه این ساخته نشده ک جلو ارتش مردگان رو بگیره و ظاهرا طلسم هم داره تا مردگان نتونن عبور کنن پس چجور میشه ک جان اسنو با تیمش میتونن یه دونه بپیچونن ببرن اونور مرز ؟؟؟؟

(0)(2)
نمایش دیدگاه
adamska 22 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز تا جایی که یادم میاد اون واکر رو توسط یه اژدها جا به جا کردن به کشتی و از کشتی بردنش پیش سرسی و فکر نکنم لازم باشه که بگم اژدها از دروازه پایین دیوار عبور نمیکنه
به این سایت هم یه نگاهی بندازید کمک میکنه به فهم طریقه عبور

(1)(0)
نمایش دیدگاه
Jack Sparrow 17 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

فصل هفت با اینکه خیلی عالی بود ولی به نظر من از فصل های قبلیش ضعیف تر بود ، دلایل من برای این صحبت قابل پیشبینی بودن بسیاری از سکانس ها و اتفاقات و رعایت نشدن بعد زمان و مکان در سریال بود که بعضا در فصول قبل هم دیده میشد ولی در این فصل واقعا تو ذوق میزد و همچنین اتفاقات بزرگ کمتر در این فصل افتاد و بیشتر فصل هفت زمینه سازی ای برای فصل 8 بود و به تنهایی کیفیتش از بقیه فصل ها کمتر بود ، به نظرم سازنده های سریال باید به جای کشتن یکی از کاراکترهای اصلی و فرعی چاره ی دیگه ای برای شوک وارد کردن و هیجان دادن به بیننده بکنند چون خود این ترور شخصیت ها اگر زیاد اتفاق بیافته تکراری و قابل پیشبینی میشه و از جذابیت داستان کم میکنه … بزرگ ترین و اصلی ترین اتفاقی که در این فصل افتاد که میشه بهش اشاره کرد کشتن یکی از اژدهایان دنریس توسط شاه شب و مرگ لیتل فینگر بود که هر دو هم در اپیزود آخر اتفاق افتاد وگرنه اتفاق خاص دیگه ای تو این فصل نیافتاد

(4)(1)
نمایش دیدگاه
Mojtaba29 16 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

مگه لشگر مردگان شنا کردن بلدن؟
پس چطوری تونستن اون زنجیر هارو به اژدها وصل کنند و اونو از آب بیرون بیارن.

(6)(1)
نمایش دیدگاه
hamedsobati 13 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

تو پیشگویی اومده که سرسی 3 تا بچه به دنیا میاره
ولی تو فصل اول فیلم میگه که یه بچه اول هم از رابرت براتیون داشته که موهاش هم قهوه ای بوده و مرده
پس با این 3 تا بچه ای که از جیمی داره میشه 4 تا بچه و پیشگویی غلط بوده

(1)(2)
نمایش دیدگاه
bloodrain 13 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

سلام دوستان همونطور که توی مقاله اشاره کردین دیوار توسط یکسری طلسم های باستانی محافظت میشه که مانع از ورود مردگان به وستروس میشن (این رو بنجن استارک هم بهش اشاره میکنه در سریال فقط کتاب نیست که این قابلیت رو برای دیوار در نظر گرفته). ولی اگه همونطور که شما گفتین سازندگان تصمیم به نادیده گرفتن این موضوع گرفته باشن (که خودش یک دوگانگی ایجاد میکنه) پادشاه شب بدون داشتن یک اژدها هم میتونست از دیوار عبور کنه به نظر من. یکی از واضح ترین روش هایی هم که میتونست به کار بگیره استفاده از غول های تحت کنترلش هست. همونطور که قبلا هم دیدیم جاینت ها به قدر کافی برای عبور(شکستن) از دروازه ها قوی هستن.
یا اصلا میشه اینطوری هم به قضیه نگاه کرد که اگه پادشاه شب میتونه وسط برف و سرما و کوهستان زنجیر واسه بکسل کردن اژدها گیر بیاره پس حتما یه راهی هم واسه دور زدن دیوار(از طریق دریا احتمالا) به جای رد شدن ازش پیدا میکنه.

(11)(0)
نمایش دیدگاه
Jack Sparrow 20 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

خخخخخخخ ، لعنت بهت ده دقیقه است دارم میخندم :))) :))) <> عجب اصطلاح خفنی ;))

(0)(0)
نمایش دیدگاه
majidpink 12 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

اگه تبدیل شدن یکی از اژدها رو به ارتش وایت واکر جز حفره داستانی میدونید که البته توجیه پذیر هست به نظرم چون دیوار درهای ورودی داره که شاید این دفعه قابل گشایش بوده ولی بزرگترین گاف و حفره این داستان در قسمت 6 این فصل بود جایی که کارگردان محترم فکر کرد با حذف این اعضا میتونه بازیگران اصلی رو از خطر نجات بده حالا این گاف چی بود. نبود هیچ غولی در ارتش مردگان هنگامی که جان اسنو و دوستانش کاملا توسط مردگان محاصره شده بودند. در حالی که در قسمت های قبلی و پایانی شاهد چند نفر غول در ارتش وایت واکر هستیم. چرا حذف شد چون اگه تو صف محاصره بودند به راحتی تمام جان اسنو و دارو دستش کشته میشدن. حفره اژدها در مقابل این گاف هیچی نیست.

(5)(7)
نمایش دیدگاه
eshghem 13 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

آخه داداشه من تو اين گافي كه داري ميگي خودت يه گاف دادي… ببين وزن اينها كه يه پاره استخونن فوقش هر كدوم 10 كيلو باشه. ولي اون قولها كه تازه تبديل شدن كه ديگه 10 كيلو نيستن كه 1 تن هستن … با اولين قدم روي يخ، اين همه زحمت و صبري كه واكرها داشتن به هدر ميرفت كه. چون طبق آمار حداقل يك شبانه روز از وضعيت جان و دوستاش گذشته بود كه اون آب دوباره تبديل به يخ كامل بشه.
پس ايني كه گفتي حفره اژدها در مقابل اين گاف هيچي نيست كاملاً غلطه.

(5)(2)
نمایش دیدگاه
majidpink 14 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

اولا که داداش مساله این بود که تو جمعیت واکرها هیچ غولی نبود در ثانی اگه رو یخ میومدن و میشکست از کجا معلوم که مشکلی برای غول ها پیش میومد. کارگردان محترم ریسک بودن غولها رو قبول نکرد چون در صورت بودن باید حمله میکردن و معلوم نبود چی میشد به همین خاطر کاملا صورت مساله رو حذف کردند تا شاید کسی متوجه نشه و روند داستان حفظ بشه.

(4)(4)
نمایش دیدگاه
Mehdi_A 11 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

اگه میشه مقاله ها رو خلاصه قرار بدین
برای اشاره به چند مورد کوچیک این همه مطلب چه خبره!!!!!!

(6)(8)
نمایش دیدگاه
majidpink 12 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

اگه تبدیل شدن یکی از اژدها رو به ارتش وایت واکر جز حفره داستانی میدونید که البته توجیه پذیر هست به نظرم چون دیوار درهای ورودی داره که شاید این دفعه قابل گشایش بوده ولی بزرگترین گاف و حفره این داستان در قسمت 6 این فصل بود جایی که کارگردان محترم فکر کرد با حذف این اعضا میتونه بازیگران اصلی رو از خطر نجات بده حالا این گاف چی بود. نبود هیچ غولی در ارتش مردگان هنگامی که جان اسنو و دوستانش کاملا توسط مردگان محاصره شده بودند. در حالی که در قسمت های قبلی و پایانی شاهد چند نفر غول در ارتش وایت واکر هستیم. چرا حذف شد چون اگه تو صف محاصره بودند به راحتی تمام جان اسنو و دارو دستش کشته میشدن. حفره اژدها در مقابل این گاف هیچی نیست.

(1)(3)
نمایش دیدگاه
Just me 11 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

گذشتن از دیوار قبلا دیدیم که برای منس ريدر زیاد کار سختی نبود و وقتی حمله کرد یکی از غول هاش تونست دروازه رو باز کنه تازه وقتی که دیوار با تمام عزم و جزمش داشت دفاع میکرد ، حالا که ارتش مردگان تمام غول های مرده رو داره راحت ميتونست از دیوار عبور کنه، فقط تنها مسئله ای که میمونه طلسم دیوار هست که اونم بگيم بخاطر نشون کردن برن هست یکم غیر منطقی، اخه از کجا ميدونست پادشاه شب که برن میاد اينور دیوار بعد نشون روش میذاره باز میره اونور دیوار، یا شايدم فرزندان جنگل عمو بنجامین رو سرکار گذاشته بودن و طلسمی در کار نبوده 😅

(4)(0)
نمایش دیدگاه
mazaher123 11 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

سلام. در قسمتی دیدیم که وقتی برن و دوستانش وارد غار زیر درخت شدند – جادو چه بر سر مردگانی که دنبالشان کردند تا غار آورد. پس جادو وجود دارد.

(2)(0)
نمایش دیدگاه
Just me 11 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

طلسم رو با شوخی گفتم ولی به هرحال من منظورم طلسم دیوار بود که شاید سرکاری بوده باشه، نه غار

(2)(1)
نمایش دیدگاه
Pz.Omid 10 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

انقد سریال گسترده هست ک فراموش شدن یا شایدم نادیده گرفتن این نکات خیلی برای کرگردان اهمیت انچنانی نداشته باشه ولی خب انقد نقطه قوت داره این سریال ک بازم نقطه ضعف ها زیاد تو چشم نمیاد

(6)(2)
نمایش دیدگاه
mazaher123 11 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

سلام در فصل هفتم، نادیده گرفتن خط زمانی و تلاش برای تمام کردن فصل در هفت قسمت (سه قسمت کمتر از شش تای قبلی است کم نیست سه قسمت) یه جورایی کار را جمع کرده است. والا می توانست با ده قسمت یک خط داستانی خوب و مناسب ایجاد کند. یه مقداری زود و پر سرعت اتفاقات را جلو بردند. انگار که بخواهند هزینه ها را کم کننند.

(7)(0)
نمایش دیدگاه
javadth 10 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

به نظرم زامبی ها یا واکر ها اونقدر خودشون رو به دیوار میکوبوندن تا ارتفاعشون هم اندازه دیوار بشه و بتونن ازش رد بشن

(4)(16)
نمایش دیدگاه
Mojtaba29 16 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

بخدا همه ما فیلم World War Z رو دیدیم.

(4)(0)
نمایش دیدگاه
AmirHossein484 10 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

سلام
میخواستم به چند نکته در مورد مقاله‌ی بالا اشاره کنم، اول اینکه نه برن استارک و نه هیچ «گرینسیر» دیگه ای توانایی دیدن آینده رو ندارند، اون ها فقط میتوانند گذشته و حال رو (تا حدودی) با استفاده از اتصالشون به ریشه‌ی درختان ببینند (همونطور که در آخر قسمت ۷ از فصل ۷ برن استارک به ساموئل میگه) پس این تئوری که در مقاله بیان شد نمیتونه درست باشه ..
حالا در پاسخ به این سوال که اگر پادشاه شب اژدهایی نداشت میتوانست از دیوار عبور کنه یا نه، من به نظرم میتوانست: همونطور که در فصل ۵ از سریال دیدیم، درختی که کلاغ ۳ چشم و فرزندان جنگل در کنار برن استارک داخلش بودن هم با طلسم های باستانی محافظت میشد ولی بعد از لمس کردن برن استارک توسط پادشاه شب و گذاشتن علامت بر روی برن، پادشاه شب توانست از این طلسم بگذره و واردش بشه، اگر خاطرتون باشه در دایلوگی برن به کلاغ ۳ چشم میگه: ولی اون ها نمیتوانند وارد بشن، اینجا با طلسم محافظت میشه، و کلاغ ۳ چشم در جواب میگه: چرا، حالا دیگه میتوانند، اون روی تو نشون گذاشته …. و در انتها، با فرار و گذشتن برن استارک از دیوار به کمک عمو بنجین و رفتنش به جنوب دیوار حالا پادشاه شب هم میتواند از دیوار بگذره (چون رو برن نشان گذاشته) .. در حقیقت از نظر بنده طلسم محافظ دیوار دیگه در مقابل پادشاه شب کارایی‌ای نداشت و پادشاه شب عملا به راحتی میتوانست از دیوار عبور کنه و اژدها و صحنه هایی که دیدیم فقط شکوه و جذابیت این عبور رو دوچندان کرد ولی عامل و وسیله‌ی عبور نبود ..

پ.ن. : حقیقتاً من خودم به نیت فرزندان جنگل و کلاغ ۳ چشم شک دارم چون زمانی که برن استارک پیش کلاغ ۳ چشم رفت در دایلوگی کلاغ ۳ چشم به برن میگه که مدت ها و سالهاست که منتظر بودن کسی مثل برن از جنوب دیوار به پیششون بره! بعد از داستان علامت گذاری شدن برن توسط شاه شب و عبورش از دیوار و عملا شکسته شدن طلسم محافظ دیوار در مقابل پادشاه شب این سوال تو ذهن آدم شکل میگیره که نیت فرزندان جنگل و کلاغ ۳ چشم واقعا خیر بوده یا نه؟!

(58)(3)
نمایش دیدگاه
eshghem 13 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

ببين با باقي متنت كاري ندارم ولي نكته اولت خودش ابهامه.
اگر يادت باشه هودور چطور به هودور تبديل شد كه البته همه يادشونه چون بسيار دراماتيك بود (حتي قدرت درامش رو من با قسمت 9 فصل 3 برابر ميدونم)، برن با برگشت به گذشته و نهيبي كه به شخصيت ميزنه اون رو تبديل به هودور ميكنه و هدف و وظيفه اي به اون ميده كه باقي عمرش رو براي اون وظيفه ميگذرونده.
خوب با فرض اينكه اين اتفاقاتي كه سريال داره نشون ميده حال نيست و در گذشته داره اتفاق ميوفته و با فرض اينكه پادشاه شب ميتونه وارگ كنه، ميتونيم اينطوري بگيم كه با برگشت به گذشته خودش رو از اومدن اژدهايي كه در آينده هست آگاه كرده.
اين فقط يه فرضه در مقابل گفته شما كه دور از واقعيته ولي خوب فرض ديگه…
در مقابل بد يا خوب بودن فرزندان جنگل هم بايد بگم فك نميكنم ديدن سريال براي دونستن اين مطلب كفايت كنه و ما بايد كتاب رو هم بخونيم ولي فرض بر اين ميشه گرفت كه انتظار كلاغ سه چشم به اين علت بود كه بلاخره بايد اين اتفاق ميوفتاد و هماهنگي همه اينها با هم، بعد از اين همه سال، بعد از اون جنگ عتيق، بلاخره نويد بخش پايان بر يكي از دو گروه هستش. دو گروهي كه احتمالا هر دو وارگهاي خودشون رو دارن.

(0)(0)
نمایش دیدگاه
majidf64 10 شهریور 1396 حاوی اسپویل پاسخ به دیدگاه

من دقیقا یادمه که تو یکی از اپیزودهای فصل قبل اشاره شد که دیوار فقط یخ نیست و تو پی دیوار طلسمهایی قدیمی هست که اجازه نمیده وایت واکرها و ارتششون از اون عبور کنند. به نظر نویسنده های داستان جزئیاتی که خودشون نوشتن رو هم فراموش کردن یا بیخیال شدن. دیگه کی یادشه اینو؟

(13)(2)
نمایش دیدگاه
edumohsen 10 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

چون چیزی ک جان توو سرش بود باری عبور همونه ک نایت کینگ توو سرش بوده….جان اسنو گفت ک برای مقابله با واکر ها باید دیوار رو مجهز کنند باید دراگون گلاس بیارن … و استدلال کرد چونکه تعداد شمالی ها برای مقابله با واکرها ک هزااران وشاید صد ها هزارانه و نکته مهمتر اینکه با افتادن از دیوار کشته نمیشن و از اون مهمتر اینکه وایت واکر ها نمیخوابن … پس میشه گفت ک نقشه ی نایت کینگ این بوده ک لری بزنه ب دل دیوار…همونطور ک جان این فکرو میکرده…ولی حالا ک اژدها پیدا کرد برنامه شو عوض کرد

(7)(3)
نمایش دیدگاه
koorosh salarian 10 شهریور 1396 پاسخ به دیدگاه

شاید هیچ وقت عبور نمی کرد.

(4)(15)
نمایش دیدگاه